تبليغاتX
شکستنی

























شکستنی

به سراغ من اگر می آئید نرم و آهسته بیایید مبادا ترکی بردارد چینی نازک تنهایی من

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 19:11 توسط كسيكه براي همه خوشبختي آرزو ميكنه| |

نوشته شده در دوشنبه یازدهم مهر 1390ساعت 12:12 توسط كسيكه براي همه خوشبختي آرزو ميكنه| |

نوشته شده در دوشنبه چهارم مهر 1390ساعت 10:9 توسط كسيكه براي همه خوشبختي آرزو ميكنه| |

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390ساعت 10:46 توسط كسيكه براي همه خوشبختي آرزو ميكنه| |

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390ساعت 18:19 توسط كسيكه براي همه خوشبختي آرزو ميكنه| |

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت 9:37 توسط كسيكه براي همه خوشبختي آرزو ميكنه| |

ماه مهمانی خدا مبارک باد التماس دعا
نوشته شده در سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت 14:2 توسط كسيكه براي همه خوشبختي آرزو ميكنه| |

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390ساعت 9:30 توسط كسيكه براي همه خوشبختي آرزو ميكنه| |

خداوندا نمي دانم
در اين دنياي وانفسا
كدامين تكيه گه را تكيه گاه خويشتن سازم
نميدانم
نمي دانم خداوندا.
در اين وادي كه عالم سر خوش است و دلخوش است و جاي خوش دارد
.
كدامين حالت و حال و دل عالم نصيب خويشتن سازم

نمي دانم خداوندا
به جان لاله هاي پاك و والايت نمي دانم
دگر سيرم خداوندا.
دگر گيجم خداوندا

خداوندا تو راهم ده.
پناهم ده
.
اميدم خداوندا
.
كه ديگر نا اميدم من و ميدانم كه نوميدي ز درگاهت گناهي بس ستمبار است و ليكن من نميدانم

دگر پايان پايانم.
هميشه بغض پنهاني گلويم را حسابي در نظر دارد و مي دانم كه آخر بغض پنهانم مرا بي جان و تن سازد
.
چرا پنهان كنم در دل؟

چرا با كس نمي گويم؟
چرا با من نمي گويند ياران رمز رهگشايي را؟
همه ياران به فكر خويش و در خويشند. گهي پشت و گهي پيشند
ولي در انزواي اين دل تنها . چرا ياري ندارم من . كه دردم را فرو ريزد
دگر هنگامه ي تركيدن اين درد پنهان است
خداوندا نمي دانم
نمي دانم
و نتوانم به كس گويم
فقط مي سوزم و مي سازم و با درد پنهاني بسي من خون دل دارم. دلي بي آب و گل دارم
به پو چي ها رسيدم من
به بي دردي رسيدم من
به اين دوران نامردي رسيدم من
نميدانم
نمي گويم
نمي جويم نمي پرسم
نمي گويند
نمي جویند
جوابي را نمي دانم
سوالي را نمي پرسند و از غمها نمي گويند
چرا من غرق در هيچم؟
چرا بيگانه از خويشم؟
خداوندا رهايي ده
كلام آشنايي ده
خدايا آشنايم ده
خداوندا پناهم ده
اميدم ده
خدايا يا بتَركان اين غم دل را
و يا در هم شكن اين سدِ راهم را
كه ديگر خسته از خويشم
كه ديگر بي پس و پيشم
فقط از ترس تنهايي
هر از گاهي چو درويشم
و صوتي زير لب دارم
وبا خود مي كنم نجواي پنهاني
كه شايد گيرم آرامش
ولي آن هم علاجي نيست
و درمانم فقط درمان بي درديست
و آن هم دست پاك ذات پاكت را نيازي جاودانش هست.

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390ساعت 9:49 توسط كسيكه براي همه خوشبختي آرزو ميكنه| |

روزگارم گله مندی شده است من بگریم تو بخندی شده است

از دلم یاد نکردی شاید  عشق هم سهمیه بندی شده است

نوشته شده در دوشنبه دوم اسفند 1389ساعت 20:26 توسط كسيكه براي همه خوشبختي آرزو ميكنه| |