
دیروز سالگرد فراقی جانگداز و تلخ بود
سالگرد پروازی نابهنگام و کوچی تلخ
چگونه باور کنم یک سال از سفر بی بازگشت او گذشته
چگونه باور کنم که دیگر نیست تا دستان پرمهرش را لمس کنم
چگونه باور کنم که این سفر پایان ندارد
و هیچ گاه دستان گرمش را لمس نخواهم کرد
چگونه باور کنم خدای مهربانم ؟؟؟؟؟؟؟؟ چگونه؟؟؟؟؟؟؟؟
یک سال گذشت و این ناباوری در این روز در من به اوج خود رسید
چگونه بنشینم و به یادش بسوزم؟
خدایا!!!!
ای خدای مهربانم رضا را به تو می سپارم
مواظبش باش
عجب هوایی بود عجب روزی بود
دلم به یاد او و قصه تلخ زندگانیش پاره پاره شد
عزیزم رضای مهربانم
خدای من روح رضای مرا سرشار از عشق و آرامش الهی خود بگردان
و او را در سایه الطاف خویش حفظ بدار
رضای مرا تنها مگذار

+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 ساعت 22:30 توسط كسيكه براي همه خوشبختي آرزو ميكنه
|